تبليغاتX
علوم

علوم

نوشته هاي علمي.

ماهواره هاي ايراني


كاوشگر 3 :

در اين کاوشگر با فرستادن کپسول زيستي بر اساس ضوابط و استانداردهاي مربوط، جبهه جديدي از فعاليتهاي علمي در عرصه فناوري فضايي جمهوري اسلامي ايران گشوده شد.

تله متري فعاليت‌ها و عملکرد کاوشگر در فرآيند پرتاب، ارسال تصاوير همزمان به ايستگاه زميني متحرک، کنترل رايانه پرواز در کل فرآيند، کنترل عمليات فرامين و جدايش، نمايش کپسول زيستي و موجودات زنده درون آن به صورت بهنگام، دستيابي به مجموعه امکانات آزمايشگاهي براي داده‌برداري از فضاي جو رقيق و خارج از جو و آزمايش زيرسيستم فضايي از ديگر دستاوردهاي پرتاب کاوشگر 3 به فضا به شمار مي‌رود.

کاوشگر 3 از زيرسامانه‌هاي سازه، محفظه زيستي، تغذيه، ارسال داده‌هاي تله‌متري، تصويربرداري و ارسال همزمان، رايانه پرواز، سنجش محيطي و بازيابي تشکيل شده است.

ماهواره ملی طلوع :

ماهواره سنجش از دور طلوع قابل پرتاب با ماهواره‌بر سیمرغ دارای فناوری‌های جدید مانند محموله تصویربرداری، کنترل وضعیت، مکانیزم‌ها، و سلول‌های خورشیدی می‌باشد که برای نخستین بار در آن به کار رفته است. ماموریت اصلی این ماهواره، تصویربرداری تک‌طیفی با تفکیک‌پذیری 50 متر، ذخیره و ارسال داده‌ها به ایستگاه‌های زمینی دریافت تصویر می‌باشد که به این منظور با ایستگاه‌های زمینی تله‌متری، ردگیری و فرمان (TT&C) و مرکز کنترل پرواز (FCC)، قابلیت تبادل داده‌های پایش و کنترل ماهواره را دارد.

با توجه به ویژگی‌های تصاویر ماهواره طلوع می‌توان کاربردهایی چون نقشه‌برداری زمین در مقیاس بزرگ، مطالعه و بررسی حوضچه‌های آبی و دریا، مشاهده و ارزیابی تخریب منابع طبیعی، بررسی علوم کشاورزی، جنگلی، مشاهده پوشش ابرها، پراکندگی انسانی و ارزیابی بلایای طبیعی نظیر زمین‌لرزه، سیل، آتش‌سوزی و... را برای آن ذکر کرد.

مدار ماهواره طلوع از نوع ارتفاع پایین، دایروی، و ارتفاع مدار آن بیش از 500 کیلومتر است و 2 سال عمر مفید برای آن پیش‌بینی می‌شود. انرژی این ماهواره نیز توسط آرایه‌های خورشیدی بر روی بدنه و باتری‌های ثانویه تامین می‌گردد. جرم این ماهواره 100 کیلوگرم و ابعاد سازه آن مقطع شش ضلعی به عرض 86 و ارتفاع 100 سانتی‌متر است.

سيمرغ:

ماهواره‌بر سیمرغ

ماهواره‌بر چندمرحله‌ای سیمرغ در راستای دستیابی به بخشی از اهداف برنامه مصوب فضایی جمهوری اسلامی ایران طراحی و ساخته شده که قادر است با استفاده از نسل جدید و پیشرفته موتورهای سوخت مایع، انرژی لازم برای قرار دادن ماهواره‌هایی تا وزن 100 کیلوگرم در مدار 500 کیلومتری زمین را تامین نماید.

ماهواره‌بر سیمرغ با بهره‌مندی از این موتورها توانایی دستیابی به سرعتی برابر 7500 متر بر ثانیه در مدار 500 کیلومتری را جهت استقرار ماهواره دارا می‌باشد.

موتور ماهواره‌بر سیمرغ

موتور ماهواره‌بر سیمرغ از ترکیب چهار موتور اصلی 32 تن تشکیل شده است که با خوشه‌ای شدن این چهار موتور، فشار ایجاد شده به میزان 128 تن افزایش می‌یابد. در مرحله نخست این ماهواره‌بر از موتور 128 تن به همراه یک موتور کنترلی 15 تن استفاده می‌شود که در مجموع فشار این مرحله ماهواره‌بر به 143 تن خواهد رسید.

این موتور می‌تواند در ماهواره‌برهایی با قدرت زیادتر نیز در آینده مورد استفاده قرار گیرد و ماهواره‌هایی با وزن 700 کیلوگرم را در مدار 1000 کیلومتری زمین قرار دهد.

منبع:سايت سازمان فضايي ايران
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 8:28  توسط محبوبه  | 



 توضیح اولیه

اهرمها احتمالاً جزء اولین ابزارهایی هستند که در دوران ما قبل تاریخ توسط انسانها مورد استفاده قرار می گرفته اند. ارشمیدس ریاضی دان یونانی(287-212 قبل از میلاد) اولین کسی بود که در 240 سال قبل از میلاد مسیح، اهرمها را توصیف کرد.

اهرم ماشین ساده ای است که انجام کار را راحت تر می کند. در تمامی اهرمها یک بار یا وزنه را به کمک نیرو، حول یک تکیه گاه به حرکت در می آوریم. بسیاری از ابزارهای ابتدایی ای که ما استفاده می کنیم، از اهرم تشکیل شده اند: مثل قیچی (دو اهرم نوع اول)، انبردست (دو اهرم نوع اول)، میخ کش چکش (1 اهرم نوع دوم)، فندق شکن (2 اهرم نوع دوم) و انبر (2 اهرم نوع سوم) .

اهرم ها: ماشین های سادهاهرم ها: ماشین های ساده
اهرم ها: ماشین های ساده

در یک اهرم نوع اول، تکیه گاه بین وزنه و مکان اعمال نیرو قرار دارد. در یک اهرم نوع اول در حالتی که تکیه گاه به محل بار نزدیک تر است (مثل انبردست ها) بار از نیروی اعمالی ما بزرگتر است، اما در فاصله کوچکتری به حرکت در می آید.

مثالهایی از ابزارهای معمول که از اهرم نوع یک استفاده می کنند:

 

اهرم های مورد استفاده

نمونه

تایتل نمونه

یک اهرم نوع یک

الاکلنگ

یک اهرم نوع یک

میخ کش چکش

دو اهرم نوع یک

قیچی

دو اهرم نوع یک

انبردست

 

در یک اهرم نوع دوم، بار یا وزنه در مکانی بین تکیه گاه و محل اعمال نیرو قرار دارد.

مثالهایی از ابزارهای معمول که از اهرم نوع دوم استفاده می کنند:

 

اهرم های مورد استفاده

نمونه

تایتل نمونه

یک اهرم نوع دوم

اهرم ها: ماشین های ساده

دستگاه منگنه

یک اهرم نوع دوم

 

در بازکن

 

یک اهرم نوع دوم

اهرم ها: ماشین های ساده

فرقون

دو اهرم نوع دوم

 

میخ بر

دو اهرم نوع دوم

 

فندق شکن

 

در یک اهرم نوع سوم، محل اعمال نیرو بین تکیه گاه و بار قرار دارد.

مثالهایی از ابزارهای معمول که از اهرم نوع سوم استفاده می کنند:

 

اهرم های مورد استفاده

نمونه

تایتل نمونه

یک اهرم نوع سوم

چوب ماهیگیری

دو اهرم نوع سوم

اهرم ها: ماشین های ساده 

گاز انبر

دو اهرم نوع سوم

اهرم ها: ماشین های ساده

انبر

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 21:13  توسط آلاله  | 


 اهرم هایی که شما تا به حال به کار گرفته اید، چیزی شبیه این است:

 

انواع اهرمها

 

E    نیرو یا زور برای تغییر دادن محل بار، در سمت مخالف بار

F    تکیه گاه در وسط

L     بار یا وزنه که حرکت داده می شود ، نقطه مقابل نسبت به نیرو

حال باید به یک مسئله جدید پاسخ دهیم:

سئوال: هنگامی که محل تکیه گاه در یک اهرم عوض می شود چه اتفاقی می افتد؟

 

وسایل لازم:

  • مجموعه اهرم
  • وزنه ها
  • نیروسنج یا فنر مدرج
  • چندین شیء

قسمت اول

مراحل:

  1. پیش بینی کنید اگر محل تکیه گاه در وسط اهرم نباشد، چه اتفاقی می افتد؟
  2. از اهرم استفاده کنید تا جواب این سئوال را پیدا کنید. نتایج خود را ثبت کنید.

قسمت دوم

مراحل :

  1. بار را در وسط اهرم قرار دهید.
  2. بررسی کنید تا ببینید آیا این کار فایده ای خواهد داشت؟ نتایج مشاهدات خود را در قسمت نتایج ثبت کنید.
  3. نیرو را در وسط مجموعه اهرم قرار دهید.
  4. بررسی کنید تا ببینید آیا این کار فایده ای خواهد داشت؟ نتایج مشاهدات خود را در قسمت نتایج ثبت کنید.

قسمت سوم

مراحل:

  1. یک مجموعه اهرم را مطابق شکل بچینید.
    انواع اهرمها
  2. اهرم جدیدی را با بار در فاصله cm15 و نیرو در فاصله cm15 تکیه گاه بچینید.
  3. شکل اهرم جدید را در زیر بکشید.
    انواع اهرمها
  4. به یک اهرم با تکیه گاه در وسط اهرم نوع اول گفته می شود. به یک اهرم با بار در وسط اهرم نوع دوم گفته می شود. به یک اهرم با نیرو در وسط اهرم نوع سوم گفته می شود.
  5. برای هر کدام از انواع اهرم دو نمونه اهرم بچینید: تکیه گاه در وسط (نوع اول) ، بار در وسط (نوع دوم)، نیرو در وسط (نوع سوم)
  6. هر مجموعه اهرم را بکشید. در کنار هر شکل نوع آن را نیز مشخص کنید.

نتایج قسمت سوم

 

انواع اهرمها انواع اهرمها
انواع اهرمها انواع اهرمها
انواع اهرمها انواع اهرمها

 

قسمت چهارم

مراحل

  1. به اشیاء موجود در کلاس خود نگاهی بیاندازید.
  2. هر کدام را برسی کنید. نوع اهرم، محل بار و جهت نیرو را تشخیص دهید.
  3. یک شکل برای هر شئی بکشید.
از شکل های زیر برای نمونه کمک بگیرید.
انواع اهرمها انواع اهرمها انواع اهرمها

اهرم این اشیا را کشیده و تحلیل کنید.
قیچی فندق شکن جارو



گازانبر انبردست در بطری بازکن



  بازوی انسان چکش
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آذر 1388ساعت 20:37  توسط آلاله  | 

جدول تناوبي


منوچهر ضيايي(خوانساري)، دانش‌آموخته رشته شيمي دانشكده علوم دانشگاه تهران درباره طرح‌هاي ابداعي خود براي نمايش جدول تناوبي به خبرنگار پژوهشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) گفت: اين طرحها شامل جدول تناوبي «حلقوي» و جدول تناوبي «حلزوني» است كه با جدول تناوبي «مندليف» و طرحهاي ديگري كه پس از وي براي نمايش گروه‌ها و دوره‌هاي تناوبي عناصر ابداع شده، كاملا متفاوت است. وي خاطرنشان كرد: اين دو طرح با الهام گرفتن از ساختمان كوچك‌ترين واحد هر عنصر يعني اتم‌ها و همچنين كره زمين، ساير كرات آسماني و منظومه شمسي، به صورت مدور تهيه شده است و خانه‌هاي جدول نه به صورت مربع (روش متداول) بلكه به صورت دوايري است كه آرايش الكتروني هر عنصر را ـ هم به صورت دواير بسيار كوچك و هم به صورت اعداد در هر لايه ـ به صورت مداري نمايش مي‌دهد. در داخل اين خانه‌ها، عدد اتمي عناصر ـ كه در ضمن نشان‌دهنده تعداد الكترون‌ها و پروتون‌ها نيز هست ـ نماد عناصر، حالت آن‌ها در شرايط عادي (جامد، مايع و گاز) نشان داده شده است. عناصر راديو اكتيو نيز با علامت ويژه مشخص شده‌اند. ضيايي تصريح كرد: در طرح حلقوي يا Circular ، هفت حلقه يا دايره متحد‌المركز، دوره‌هاي تناوبي را تشكيل مي‌دهند و 32 شعاع كه 18 شعاع آن گروه‌هاي عناصر اصلي (شعاع‌هاي 1 و 2 و 13 تا 18) و 10 شعاع، عناصر واسطه (شعاع‌هاي 3 تا 12) را در بر مي‌گيرد و 14 شعاع باقي مانده، عناصر خاكي نادر (لانتانيدها) در دوره تناوبي 6 و (آكتنيدها) در دوره تناوبي 7 را در بر مي‌گيرند. وي خاطرنشان كرد: كوچك‌ترين حلقه جدول، اولين دوره‌ي تناوبي را شامل مي‌شود كه عنصر هيدروژن با عدد اتمي 1 در ابتدا روي شعاع 1 و هليم با عدد اتمي 2 در انتها روي شعاع 18 قرار دارند. جهت حركت دوره‌هاي تناوبي از چپ به راست و مطابق گردش عقربه‌هاي ساعت است. بزرگ‌ترين حلقه جدول،‌ آخرين دوره تناوبي را تشكيل مي‌دهد كه 32 عنصر بر روي آن قرار مي‌گيرند و از عنصر 87 (Francium) شروع و به عنصر 118 (Ununoctium) ختم مي‌شود. به گفته ضيايي، يكي از وجوه تمايز اين دو طرح با ديگر طرح‌ها و جدول‌ها اين است كه عناصر قليايي خاكي (لانتانيدها و آكتينيدها) به جاي اين كه در خارج جدول قرار گيرند در متن جدول و به دنبال عناصر اصلي دوره‌هاي تناوبي 6 و 7 قرار مي‌گيرند. در جدول تناوبي، شماره‌هاي مربوط به تناوب‌هاي هفت گانه ( هفت دايره متحد‌المركز) در فاصله‌هاي بين گروه‌هاي 18 و 1 نشان داده شده، اما در طرح حلزوني يا Spiral دوره‌هاي تناوبي به صورت يك حلقه يا مدار بسته نيستند و عناصر از H (اولين عنصر با عدد اتمي 1 ) تا Uuo (آخرين عنصر با عدد اتمي 118 ) به دنبال هم قرار مي‌گيرند و همواره آخرين عنصر از هر دوره‌ تناوبي ـ كه معمولا گازهاي نادر هستند ـ قبل از اولين عنصر دوره تناوبي بعدي قرار مي‌گيرد، مانند He كه قبل از Li قرار گرفته است، ولي ساير مشخصات اين طرح، از لحاظ شعاع‌ها، گروه‌بندي و رنگ‌آميزي با طرح حلقوي يكسان است. وي خاطرنشان كرد: در كنار اين طرح‌ها جدولي شامل اطلاعاتي درباره هر يك از عناصر از قبيل وزن اتمي،‌ وزن مخصوص،‌ ظرفيت، الكترونگاتيوي، نقطه ذوب، نقطه جوش، رنگ، ساختمان بلوري و سال كشف، با استفاده از آخرين ماخذ، تهيه شده و براي استفاده بيشتر دانشجويان وساير علاقه‌مندان ارايه شده است.

نمونه هایی از جدول های تناوبی پیشین

 ضيايي در ادامه با اشاره به اينكه طرح‌هاي پيشنهادي خود را مقدمتا حين تحصيل (سال 1337) ارائه كرده، درباره ضرورت ارائه چنين طرح‌هايي با توجه به وجود نمونه متعارف جدول تناوبي گفت: جدول مدرن متداول كه با همان اسكلت جدول مندليف طراحي شده اين امكان را ايجاد مي‌كند كه ساختار اتمي، رفتار شيميايي، فرمول‌ها، ساختار، پيوند تركيبات و غيره به صورتي منطقي بيان شود؛ با اين حال، شيميدانان و دانشمندان به دلايل مختلف طرح‌هاي ديگري را براي نمايش جدول تناوبي پيشنهاد كرده‌اند كه هر يك به نوبه خود مزايا و كاربردهاي خاصي دارند. وي خاطرنشان كرد: از جمله طرح‌هاي ابداعي، جدولي طبقاتي است كه دوره‌هاي تناوبي هفت‌گانه، هر يك در طبقه خاصي قرار مي‌گيرد. جدولي شبيه يك دايره با سه دستگيره بزرگ، نموداري مثلثي، جدولي پلكاني، جدولي سه بعدي و اخيرا طرحي فنري از جمله نمونه‌هاي پيشنهادي براي نمايش جدول تناوبي هستند. ضيايي در پايان با تاكيد بر مزايا و ويژگي‌هاي منحصر بفرد دو طرح ابداعي، ابراز اميدواري كرد كه اين طرح‌ها بتواند در كنار طرح‌هاي ارائه شده از سوي ساير پژوهشگران مورد توجه و استفاده جامعه علمي جهان قرار گيرد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 21:8  توسط آلاله  | 

زندگينامه دانشمندان - دانشمند : مندليف

ديميتري اوانوويچ مندليف زير و رو كننده علم شيمي و فرزند يكي از مديران مدرسه محلي در 7 فوريه 1834 در شهر توبولسك واقع در روسيه متولد شد وي در سال 1869 دكتر علوم و استاد شيمي دانشگاه شد و در همين سال ازدواج كرد در اين هنگام فقط 63 عنصر از نظر شيمي دانها شناخته شده بود مندليف در اين فكر بود كه خواص فيزيكي و شيميايي عناصر تابعي از جرم اتمي آنهاست. بدون قانون تناوبي نه پيش بيني خواص عناصر ناشناخته ميسر بود و نه به فقدان يا غيبت برخي از عناصر مي شد پي برد

ديميتري اوانوويچ مندليف زير و رو كننده علم شيمي و فرزند يكي از مديران مدرسه محلي در 7 فوريه 1834 در شهر توبولسك واقع در روسيه متولد شد وي در سال 1869 دكتر علوم و استاد شيمي دانشگاه شد و در همين سال ازدواج كرد در اين هنگام فقط 63 عنصر از نظر شيمي دانها شناخته شده بود مندليف در اين فكر بود كه خواص فيزيكي و شيميايي عناصر تابعي از جرم اتمي آنهاست. بدون قانون تناوبي نه پيش بيني خواص عناصر ناشناخته ميسر بود و نه به فقدان يا غيبت برخي از عناصر مي شد پي برد.

كشف عناصر منوط به مشاهده و بررسي بود بنابراين تنها ياري بخت، مداومت و يا پيش داوري منجر به كشف عناصر جديد مي شد قانون تناوبي راه جديدي در اين زمينه گشود منظور مندليف از اين جمله ها آن بود كه در سير تاريخي شيميايي، زمان حدس زدن وجود عناصر و پيشگويي خواص مهمشان فرا رسيده است. جدول تناوبي پايه اي براي اين كار شد حتي ساخت اين جدول نشان مي داد كه در چه جاهايي مكان خالي باقي مي ماند كه بايد بعداٌ اشغال شود. با آگاهي از خواص عناصر موجود در جوار اين مكانهاي خالي مي شد خواص مهم عناصر ناشناس را تخمين زد و چند مشخصه مقداري آنها را(جرمهاي اتمي، چگالي، )نقطه ذوب ، و نقطه جوش و مانند آنها را) به كمك نتيجه گيري هاي منطقي و چند محاسبه رياضي ساده، تعيين كرد.

اين مطالب نياز به تبحر كافي در شيمي داشت مندليف از اين تبحر برخوردار بود كه با تركيب آن با تلاش علمي و اعتقاد به قانون تناوبي توانست پيشگوهاي درخشاني در باره وجود و خواص چندين عنصر جديد را ارائه دهد بنابراين مطابق با اين فكر جدولي درست كرد و 63 عنصر شناخته شده را به ترتيب جرم اتميشان در جدول قرار داد تعداد عناصر در سطرهاي جدول يكي نبود مثلاٌ سطر پنجم 32 عنصر داشت در حالي كه سطر ششم فقط شامل 6 عنصر بود ولي عناصري كه خواص آنها شبيه هم بود در اين جدول نزديك هم قرار داشتند و بدين علت مقداري از خانه هاي خالي متعلق به عناصري است كه تاكنون شاخته نشده وي اين نتيجه را در سال 1869 به جامعه شيمي روسيه تقديم كرد جدول مندليف كه پيش بيني وجود 92 عنصر را مي نمود جز لوتر مايز كه يك سال بعد از مندليف جدولي مشابه با جدول مندليف انتشار داده بود طرفداري نداشت پيش بيني هاي عجيب مندليف زمان درازي به صورت مثلهاي موجود در همه كتابهاي شيمي در آمده بود و كمتر كتاب شيمي وجود دارد كه در آن از اكاآلومينيوم و اكابود و اكاسيليسيم ياد نشده باشد كه بعدها پس از كشف به نامهاي گاليوم، سكانديوم و ژرمانيوم ناميده شدند در يمان سه عنصري كه مندليف پيش بيني كرده بود اكاسيليسيوم بعد از سايرين كشف شد(1887) و كشف آن بيش از كشف دو عنصر ديگر مرهون ياري بخت و تصادف مساعد بود.

در واقع كشف گاليوم توسط بوابودران (1875) مستقيماٌ توسط روشهاي طيف سنجي اش بود و جداكردن سكانديوم توسط نيلسون و كلو(1879) مربوط به بررسي دقيق خاكهاي نادر بود كه در آن زمان اوج گرفته بود اندك اندك همه پيشگوييهاي مندليف تحقق يافتند آخرين تائيد در مورد وزن محصوص سكانديوم فلزي بود در سال 1937 فيشر شيميدان آلماني موق به تهيه سكانديوم با درجه خلوص 98% شد وزن مخصوص آن 3 گرم بر سانتي متر مكعب بود اين دقيقاٌ مان رقمي است كه مندليف پيش بيني كرده بود در پاييز سال 1879 انگلس كتاب جامعي به دست آورد كه نويسندگانش روسكو و شورلمر بودند در آن كتاب براي نخستين بار به پيشگويي آلومينيوم توسط مندليف وكشفش تحت تاثير نام گاليوم اشاره شده بود در مقاله اي كه بعدها انگلس در كتابي هم نقل كرده است، اشاره به مطلب آن كتاب شيمي شده است و نتيجه گرفته است كه: ندليف يا به كار بردن ناخودآگاه قانون تبديل كميت به كيفيت هگل، واقيعت علمي را تحقق بخشيد كه از نظر تهور فقط قابل قياس با كار لوريه در محاسبه مدار سياره ناشناخته نپتون بوده است.

علاوه بر اين با اكتشاف آرگون در سال 1894 و هليوم و اينكه رامزي نظريه جدول مندليف وجود نئون و كريپتون و گزنون را پيش بيني نمود جدول مندليف شهرت عجيب و فوق العاده اي كسب نمود. در يان سالها بود كه تمامي آكادمي هاي كشورهاي جهان(غير از مملكت خويش) او را به عضويت دعوت نمودند زيرا مندليف دو دوم فوريه 1907 در 73 سالگي در گذشت به طوري كه مي دانيم از هنگامي كه جدول مندليف بوجود آمد خانه هاي خالي آن يكي پس از ديگري با كشف عناصر پر مي شد و آخرين خانه خالي جدول در سال 1938 با كشف(آكتينوم)در پاريس پر شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 21:3  توسط آلاله  | 

هسته اتم از چه تشكيل شده است؟


هسته اتم از دو نوع ذره كه "پرو تون " و "نوترون" ناميده مي شوند تشكيل شده است هر دو ذره تقريبا حدود 2000 بار سنگين تر از الكتر ون هستند درحالي كه "پروتون "بار الكتر يكي مثبت دارد اين بار داراي ارزش عددي معادل بارمنفي الكترون است "نوترون "همان طور كه از نامش پيداست خنثي است و به عبارت ديگر داراي بار الكتريكي نمي باشد .

 پروتونها و نوترونها "نوكلئون" نيز ناميده مي شوند كه به معناي سنگ بناي هسته است . ارزش بار الكتريكي الكترونها و پرو تو نها "با ر بنيادي " ناميده مي شود

 تعدادپرتونهاي يك هسته مشخص مي كند كه اين هسته به كدام عنصر شيميايي تعلق دارد مثلا اتمهاي هيدروژن يكپرتونكربن 6و اتمهاي اورانيوم 922پرتون درهسته هاي خود دارند. تعداد نوترونها دريك عنصر معين مي تواند متغيرباشد مثلا هسته هاي اتم هيدروژن با صفر ،يك يا دو نوترون وجود دارد كه به اصطلاح ايرو تو پ هاي هيدروژن ناميده مي شوند .

 اگريك هسته اتم فر ضاَ 6پروتون مثبت داشته باشد 6الكترون منفي به دور آن در گردش خواهند بود به طوري كه آن اتم درمجموع از نظر الكتريكي خنثي مي باشد .

 اگر در اين اتم يك الكترون از دست برود در نتيجه 6پروتون در مقابل 5الكترون وجود خواهد داشت آنگاه گفته مي شود كه اين اتم داراي بار الكتريكي 1+ مثبت خواهد بود . اين اتمهاي بار دار را آيون مي خوانند.

 بسياري از هسته هاي اتمي به صورت هسته هاي سبكتر فر و مي باشند و از اين طريق اشعه آلفا (هسته هاي هليوم)، اشعيه بتا (الكترونها) يا اشعه گاما(فوتونها ) را از خود آزاد كرده متشر مي نمايند اين رفتار يا خاصيت را راديو اكتيويته مي نامند

 

.

 

 در اين مورد ونيز در مور د كليه سوالات ديگري كه مربوط به انرژي هسته اي مي وشد در كتاب انرژي اتمي به طور كامل سخن رفته است انرژي اتمي كتاب پر ارزشي براي اين كتاب است و در ادامه دوره كتابهاي چگوننه وچرا منتشر مي شود
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:59  توسط آلاله  | 

رنگهاي واقعي يا مجازي: هنر عكاسي فرازميني


هنگامي كه شما به تصاوير حيرت انگيز هابل و يا مريخ نوردها نگاه مي كنيد، همواره در شگفت خواهيد ماند كه : ايا انچه با چشمانتان مي بينيد واقعا وجود دارند؟ متاسفانه جواب شما احتمالا منفي است. در برخي از حالات، مانند مريخ نورد ها، دانشمندان تلاش مي كنند انها را در "رنگهاي واقعي" تنظيم مي كنند، اما اكثرا، رنگها طوري انتخاب مي شوند كه گويايي علمي زيادي داشته باشند. اينجا خواهيم گفت كه چگونه دانشمندان ابزار الات شگفت انگيز خود را تنظيم مي كنند و بين رنگها واقعي و كاذب تفاوت قايل مي شوند.
سوال:حقيقي يا كاذب: هنگامي كه ما به تصاوير پر زرق و برق تلسكوپ فضايي هابل و يا تصاوير پانوراماي گيج كننده مريخ نوردها نگاه مي كنيم، ايا اين تصاوير نشان مي دهند كه اگر انسان با چشمان خود به آن نظاره كند آنها را به همين صورت خواهد ديد؟
 
 

True or False Color

.
جواب: براي تلسكوپ هابل، اكثر رنگها مجازي و در مورد مريخ نوردها اكثرا واقعي هستند. به نحوي كه مريخ نوردها تركيبي را به شكل تصاوير رنگي "حقيقي" و "مجازي" فراهم مي كنند. اما به اين شكل اصطلاح "رنگ حقيقي" تاحدودي مجادله اميز خواهد شد و در بسياري از حوضه هاي مورد بحث تصاوير ماوراء زميني چندان دلپذير نخواهند بود.
جيم بل دانشمند ارشد سيستم تصاوير رنگي Pancam  در پروژه اكتشافي مريخ نورد ها (MER) مي گويد:" ما واقعا سعي مي كنيم از اصطلاح "رنگهاي واقعي" اجتناب كنيم چرا كه هيچ كس واقعا نمي داند كه "حقيقت" سطح مريخ چيست. در حقيقت بل خاطر نشان مي سازد كه، مريخ هم به خوبي زمين با توجه به اينكه: هوا صاف و يا ابري است، ارتفاع خورشيد كم و زياد مي شود و يا چگونگي ميزان تغييرات غبار در جو، مدام تغيير رنگ مي دهد." رنگها هر لحظه تغيير مي كنند. اين يك فاكتور پويا (ديناميك) است. تلاش ما اين نيست كه يك مرز سختي را به عنوان "حقيقت اين است!" بوجود اوريم."
بل دوست دارد كه از اصطلاح "رنگهاي تقريبا واقعي" استفاده كند چون تصاوير دوربين پانوراماي MER براوردي از انچه انسان اگر در مريخ بود مي توانست ببيند است. همكار ديگر بل مي گويد از "رنگ طبيعي" استفاده كنيد.
Zolt Levay از موسسه علمي تلسكوپ فضايي، تصاوير تلسكوپ هابل را اماده مي كند. براي تصاوير ارايه شده هابل، Levay اصطلاح " رنگ معرف" را پيشنهاد مي كند.
او مي گويد: " رنگها در تصاوير هابل نه "واقعي " و نه " كاذب " هستند، اما معمولا گوياي فعل و انفعالات فيزيكي مرتبط با موضوع تصويرند. اين روشي براي نشان دادن مقدار زيادي از اطلاعات بدست امده در يك تصوير است."
رنگهاي واقعي تلاشي براي بازسازي دقيق رنگهاي بصري هستند. از طرف ديگر، رنگهاي كاذب يك انتخاب اختياري براي بيان برخي مشخصه ها از قبيل تركيبات شيميايي، سرعت يا فاصله است. به علاوه، با توجه به تعريف، هر تصوير مادون قرمز يا ماورا بنفش، چون اين طول موجها براي انسان نامرئي هستند، بايد با "رنگها كاذب" نشان داده شوند.
 
دوربينهاي هابل و MER تصاوير رنگي نمي گيرند. تصاوير رنگي هر دو فضا پيما با سوار كردن تصاوير سياه و سفيد گرفته شده در فيلترهاي رنگي مختلف توليد مي شوند. براي يك تصوير، فضا پيما معمولا سه عكس با فيلترهاي قرمز، سبز و ابي مي گيرد و هر كدام از تصاوير را به زمين ارسال مي كند. سپس انها بوسيله نرم افزار به صورت يك عكس رنگي تركيب مي شوند. اين عمل به صورت خودكار بوسيله دوربينهايي كه ما در زمين در اختيار داريم انجام مي شود. اما دوربين پانوراماي MER، 8 و هابل تقريبا 40 فيلتر رنگي مختلف در محدوده ماورا بنفش، طيف مرئي تا مادون قرمز دارد. اين مساله به تيم تصويري انعطاف پذيري فوق العاده اي مي دهد. بر اين اساس كه چه فيلترهايي بيشتر استفاده شود تصوير به "واقعيت" نزديكتر و يا از ان دور تر مي شود.
 
 The same rock imaged in true and false color by Opportunity
.
در مورد هابل، Levay توضيح مي دهد كه تصاوير با كنتراست و پيچيدگي رنگي وروشني بيشتري به منظور تاكيد بر برخي ساختارهاي تصوير و يا خوش ايند تر كردن ان تنظيم مي شوند.
اما هنگامي كه تيم دوربين پانوراماي MER مي خواهد تصويري را به گونه اي كه يك انسان ايستاده بر روي سطح مريخ مي بيند توليد كنند، چگونه انها رنگهاي واقعي را تشخيص مي دهند؟ هر دو مريخ نورد داراي وسيله اي هستند معروف به MarsDial.
 بل مي گويد: " كار اصلي ان تنظيم هدف است. اين وسيله حلقه هاي متمايز كننده رنگهاي سياه و سفيد با تراشه هاي رنگي در چهار گوشه ان دارد. ما انها را خيلي با دقت سنجيده و از انها قبل از پرتاب عكس گرفته و بنابراين ما مي دانيم كه چه رنگها و سايه روشنهايي وجود دارد."
يكي از نخستين تصاوير گرفته شده بوسيله مريخ نوردها از MarsDial بود. بل مي گويد: " ما از MarsDial يك عكس گرفتيم و ان را كاملا با نرم افزارهايمان سنجيده و پرداخت كرديم. اگر شبيه انچه كه ما مي دانيم از اب در مي امد، انگاه در مورد توانايي مان در نشانه گيري دوربين به هرجاي ديگري اعتمادي راسخ ميافتيم كه پس از گرفتن عكس و انجام عملياتي مشابه، ان رنگها نيز واقعي خواهد بود."
هابل همچنين مي تواند تصاويري با رنگهاي از پيش تنظيم شده توليد كند. اين "UniverseDial" ستاره هاي استاندارد و لامپهايي در دوربينها هستند كه روشنايي و رنگهاي انها به دقت اندازه گيري شده اند. . Levay مي گويد:"با اين وجود، ماموريت هابل توليد تصاويري با رنگهاي واقعي براي چيزهايي كه در اكثر تصاوير نامعلوم هستند، نمي باشد. زيرا ما معمولا اين اجرام را در هر صورت نمي بينيم، چون بسيار كم نورند، و چشم ما واكنش متفاوتي در برابر رنگ نورهاي ضعيف نشان مي دهد." اما هدف بسيار مهم هابل توليد تصاويري است كه بيشترين اطلاعات علمي ممكن را بيان كند.
دوربين پانوراماي مريخ نوردها به همين خوبي عمل مي كند. بل مي گويد: " بنابراين به اين نتيجه رسيديم كه اينجا همه نوع تركيبات حاوي آهن وجود دارد كه واكنشهاي متفاوتي در طول موجهاي مادون قرمزي كه دوربين به انها حساسيت داشت ارائه مي دهند." بنابراين ما مي توانيم يك تصوير پر زرق و برق و يا به قول Andy Warhol تصاوير با رنگهاي كاذب بسازيم. بل اضافه مي كند كه اين تصاوير براي دو منظور به كار مي روند: فراهم كردن اطلاعات علمي و به علاوه اينكه عامه مردم نيز واقعا از انها لذت ببرند.
 
و همچنين در هر دو مورد هابل و مريخ نوردها، رنگها به عنوان ابزاري استفاده مي شوند كه يا جزئيات تصاوير را افزايش دهند و يا از طرف ديگر چيزهايي را كه با چشم انسان ديده نمي شوند اشكار سازند. بدون رنگهاي كاذب، چشمهاي ما هيچگاه نخواهند ديد (و ما نيز هيچگاه در نخواهيم يافت) كه به عنوان مثال، كدام گازهاي يونيزه تركيب سحابي ها را مي سازند و يا چه تركيبات آهني بر روي سطح مريخ وجود دارد.
 
Levay  خاطر نشان مي سازد كه به دليل وجود تفاوتهايي ميان تكنولوژي فيلم و عكاسي ديجيتال، تكنيكهاي چاپ و يا حتي تفاوت تنظيم نمايش رايانه اي نمي توان رنگها را به صورت %100 واقعي بازسازي كرد. به علاوه، درچگونگي درك رنگها توسط افراد تفاوتهايي وجود دارد.
 
Bell اينطور نتيجه مي گيرد: " انچه ما بر روي تصاوير مريخ انجام مي دهيم واقعا فقط يك تخمين است، اينها بهترين حدسيات ما با استفاده از دانش تنظيم دوربينها بر روي اهداف است. اما من تصور مي كنم اينكه اينها %100 درست باشند، منوط به اين است كه به انجا رفته و حقايق را در يابيم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:21  توسط آلاله  | 




 

چشم گربه 

 

 

The Hourglass Nebula, 8,000 light years away, has a pinched-in-the-middle
 

 


look because the winds that shape it are weaker at the centre.

 

 

In sixth place is the Cone Nebula. The part pictured here is 2.5 light years in
length (the equivalent of 23 million return trips to the Moon).

 

 

 

 

 

The Perfect Storm, a small region in the Swan Nebula, 5,500 light years away,


described as 'a bubbly ocean of hydrogen and small amounts of oxygen, sulphur
and other elements'.

 

 

Starry Night, so named because it reminded astronomers of the Van Gogh painting.
It is a halo of light around a star in the Milky Way.

 

 

The glowering eyes from 114 million light years away are the swirling cores of two
merging galaxies called NGC 2207 and IC 2163 in the distant Canis Major constellation.

 

 

 


منبع:بانک مقالات نجوم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:19  توسط آلاله  | 

سیاه چاله ها


مسئله قابل توجه فقط اين نيست كه جسمي در فضا وجود دارد بلكه اين جسم مشخص كننده هندسه فضاي اطرافش مي باشد. انيشتين در اين مورد مي گويد: هميشه عقيده بر اين بوده اگر تمام ماده جهان معلوم شود، زمان و فضا باقي مي مانند، در حالي كه نظريه نسبيت تاكيد مي كند كه زمان و فضا نيز همراه با ماده نابود مي گردند. بنابراين ، جرم با فضا ارتباط دارد. هر جسمي باعث مي شود كه فضاي اطرافش انحنا پيدا كند. ما به سختي متوجه چنين انحنايي در زندگي خود مي شويم، زيرا با جرم هاي نسبتا كوچكي سروكار داريم. ولي در ميدان هاي گرانشي بسيار قوي ، مقدار انحنا ممكن است قابل توجه باشد. تعدادي از رويدادهايي كه اخيرا در فضا مشاهده شده اند، نشان مي دهند كه احتمال تمركز مقادير جرم در بخش هاي كوچكي از فضا وجود دارد. اگر ماده اي با جرم معين به اندازه اي متراكم شود كه به حجم كوچكي تبديل گردد و آن حجم براي چنين ماده‌اي بحراني باشد، ماده تحت تاثير گرانش خود شروع به انقباض مي نمايد. با انقباض بيشتر ماده ، فاجعه گرانشي گسترش مي‌يابد و آنچه كه فرو ريختن گرانشي ناميده مي شود، آغاز مي گردد. تمركز ماده در اين فرآيند افزايش مي يابد و طبق نظريه نسبيت ، انحناي فضا نيز به تدريج بيشتر مي گردد.


سرانجام لحظه اي فرا مي رسد كه هيچ پرتوئي از نور ، ذره و نشانه فيزيكي ديگر نمي تواند از اين قسمت كه دچار فروريختن جرم شده ، خارج گردد. اين جسم به عنوان سياهچاله شناخته شده است. شعاع جسم در حال فرو ريختن كه به يك سياهچاله تبديل مي گردد، شعاع گرانشي ناميده مي شود. اين شعاع براي جرم خورشيد سه كيلومتر و براي جرم زمين 9/0 سانتي متر است

.

 اگر خورشيد در اثر انقباض به كره‌اي با شعاع سه كيلومتر تبديل شود، به صورت يك سياهچاله در مي آيد. گرانش در سطح جسمي كه شعاعش با شعاع گرانشي جرم آن برابر مي باشد، فوق‌العاده شديد است. براي غلبه بر نيروي گرانشي لازم است سرعت فرار افزايش يابد، كه مقدار آن بيشتر از سرعت نور مي باشد. طبق نظريه خاص نسبيت كه اكنون قابل قبول است، در جهان هيچ چيز نمي تواند با سرعت بيشتر از سرعت نور حركت كند. به همين دليل سياهچاله ها اجازه نمي دهند هر چيزي از آنها خارج گردد. از سوي ديگر ، سياهچاله مي تواند ماده را از فضاي اطراف به درون خود ببلعد و بزرگتر شود. براي توضيح تمام پديده هايي كه مربوط به سياهچاله مي شوند، فرضيه عام نسبيت لازم مي باشد. بر اساس اين نظريه ، گذشت زمان در ميدان گرانشي قوي آهسته مي باشد. براي ناظري كه در خارج سياهچاله قرار دارد، افتادن يك جسم به درون سياهچاله مدت طولاني متوقف مي گردد. در چنين حالتي ناظر فرضي در ارتبط با عمل انقباض واقعا تصوير كاملا متفاوتي را مشاهده خواهد نمود. ناظر در حالي كه در ظرف مدت محدودي به شعاع گرانشي مي رسد، سقوطش ادامه مي يابد، تا آنكه به مركز سياهچاله برسد. ماده در حال فروريختن ، پس از گذشتن از شعاع گرانش به انقباض ادامه مي دهد. طبق اختر فيزيك نظري جديد ممكن است سياهچاله ها مرحله پاياني زندگي ستارگان جسيم باشند. مادامي كه يك منبع انرژي در ناحيه مركزي ستاره فعاليت مي نمايد، درجات حرارت بالا باعث انبساط گاز و جدا شدن لايه هاي بالائي آن مي شود. در عين حال ، نيروي گرانشي عظيم ستاره اين لايه ها را به سوي مركز مي كشاند. پس از آن كه سوخت تامين كننده واكنش‌هاي هسته‌اي به مصرف رسيد، درجه حرارت در ناحيه مركزي ستاره به تدريج پايين مي آيد. در اين مرحله تعادل ستاره به هم مي خورد و ستاره تحت تاثير نيروي گرانشي خود منقبض مي گردد. تكامل و تغيير بيشتر آن به جرمش بستگي دارد. طبق محاسبات اگر جرم ستاره سه تا پنج برابر جرم خورشيد باشد، مرحله پاياني انقباض آن ممكن است باعث فروريختن گرانشي و تشكيل سياهچاله گردد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:17  توسط آلاله  | 

چارلز داروین

چارلز داروین، دانشمندی با شخصیت جذاب و الها‌م‌بخش. او حاضر نبود از هیچ دستگاه و ایدئولوژی‌ای رشوه بگیرد و در ازای آن بر حقایق علمی چشم پوشد و از بیان آنها خودداری کند



سال، سال داروین است و بسیاری از نشریات، حتا شماره‌ای ویژه‌ی چارلز رابرت داروین (۱۸۸۲ − ۱۸۰۹) منتشر کرده‌اند. از جمله‌ی آنهاست نشریه‌ی آلمانی "روشنگری و انتقاد" (Aufklärung und Kritik)، که نشریه‌ای است که خود را به عنوان "نشریه‌‌ای برای اندیشه‌ی آزاد و فلسفه‌ی انسان‌گرا" معرفی می‌کند.
اهمیت کتاب "منشأ انواع"
شماره‌ی ویژه‌ی داروین ِ نشریه‌ی "روشنگری و انتقاد" حاوی مقاله‌ای است با عنوان "داروینیسم چیست؟" به قلم توماس یونکر (Thomas Junker)، استاد تاریخ علوم در دانشگاه توبینگن. توماس یونکر دارای تألیف‌های متعددی در مورد داروین است.
مقاله‌ی یونکر، آن‌چنانکه از عنوان آن برمی‌آید، بر آن است که مشخصه‌های عمومی داروینیسم را بیان کند. مقاله با این پرسش و در عین حال اظهار شگفتی آغاز می‌شود که چرا در مورد داروینیسم، یک نظریه‌ی علمی را با نام مبتکر آن می‌شناسند. در حوزه‌ی سیاست و عقیده بسیار پیش می‌آید، که مکتب را با نام مؤسس آن مشخص کنند، در حوزه‌ی علم اما این رسم چندان معمول نیست که نظریه را با نام پردازنده‌ی آن بشناسند. در دهه‌ی ۱۹۵۰ عنوان "نظریه‌ی ترکیبی تکامل" وضع شد، با این امید که به جای عنوان "داروینیسم" بنشیند؛ از آن اما چندان استقبالی نشد.
به نظر یونکر، اینکه تئوری تکامل را با نام داروین می‌شناسیم به نقش بی‌همتایی برمی‌گردد که کتاب "منشأ انواع" برای شهرت و طرح و پیشرفت این تئوری ایفا کرده است:
در این کتاب «برای نخستین بار این امکان پدید آمد که وجود، خصیصه‌ها و هدف‌مندی ارگانیسم‌ها با استناد به طبیعت توضیح داده شوند. از این راه برخی از توجه‌انگیزترین و در همان حال رازآمیزترین پدیده‌های طبیعت، که زیست‌شناسی قرنها در توضیح آنها وامانده بود، به لحاظ علمی قابل فهم شدند. تا همین امروز هیچ توضیح طبیعی قابل ذکر دیگری در باره‌ی وجود، خصایص و انتشار حیات بر روی زمین وجود ندارد. این جایگاه منحصربه‌فرد کتاب "منشأ انواع" است که آن را به یکی از مهمترین آثار تاریخ بشریت و داروین را به یکی از مهمترین زیست‌شناسان همه‌ی دورانها تبدیل می‌کند.»
ایده‌های داروین، ایده‌هایی آینده‌دارند و از این رو نام او تنها یک نام تاریخی محض نیست.
چارلز داروین، دانشمندی با شخصیت جذاب و الها‌م‌بخش است. او حاضر نبود از هیچ دستگاه و ایدئولوژی‌ای رشوه بگیرد و در ازای آن بر حقایق علمی چشم پوشد و از بیان آنها خودداری کند.
داروینیسم‌ها
هر کسی داروینیسم خود را دارد. این یا آن جامعه‌شناس،‌ این یا آن فیلسوف، این یا آن ایدئولوگ بنابر سلیقه و برداشت خود از عنوان "داروینیسم" استفاده می‌کند. مخالفان نظریه‌ی تکامل نیز گاه چیزهایی بس نامربوط به داروینیسم نسبت می‌دهند.
توماس یونکر، علاوه بر ذکر برداشت‌های متنوع از داروینیسم بر روی این موضوع نیز دست می‌گذارد که داروینیسم داروین، در اصل متنوع است، تنوعی درونی دارد، چون نه یک نظریه‌ بلکه هم‌تافته‌ای از نظریه‌هاست: «داروین نظریه‌ی خود را به‌عنوانِ نظریه‌ای یگانه پیش گذاشت؛ این نظریه اما در واقع مجموعه‌ی مرکبی فراهم‌آمده از عنصرهای نظری و تجربی مختلف است.»
ایده‌های مهم داروین
چه چیزهایی زیر عنوان داروینیسم داروین می‌گنجد؟ یونکر می‌کوشد به این پرسش پاسخ گوید. او می‌نویسد: «همه‌ی ’داروینسم‌ها‘ باید به ایده‌های مهم داروین درباره‌ی پیدایش انواع برگردند.»
یونکر برای داروینیسم این سه معنای اساسی را برمی‌شمرد:
• داروینیسم توضیح طبیعی پیدایش ارگانیسم‌هاست.
منظور از توضیح طبیعی، توضیح طبیعت برپایه‌ی عامل‌های طبیعی است. نبایستی عاملی ورای طبیعت در توضیح طبیعت دخالت یابد.
داروین مدل خود برای توضیح طبیعی را "نظریه‌ی تغییر نسب از راه انتخاب طبیعی" نامیده است. به تدریج مفهوم "تکامل" جای عبارت "تغییر نسب" نشست. بدین جهت می‌توانیم مدل توضیح طبیعی داروین را "نظریه‌ی تکامل از راه انتخاب طبیعی" بنامیم. یونکر می‌نویسد اولین باری که اصطلاح داروینیسم به کار برده شد (توسط توماس هنری هاکسلی در سال ۱۸۶۰)، چنین معنایی را می‌رساند.
• داروینیسم نظریه‌ی انتخاب است.
"منشأ انواع" اولین تلاش برای توضیح پیدایش انواع از راه تکامل و با استناد به خود طبیعت نبوده است. نوآوری داروین در این بود که برای توضیح پیدایش انواع به این موضوع توجه کرد که خصوصیات به ارث می‌رسند، اما به دلایل مختلف تغییر می‌کنند و سپس این پرسش را درافکند که: چرا برخی کیفیت‌ها باقی نمی‌مانند، ولی برخی دیگر تثبیت می‌شوند؟
پاسخ داروین به این پرسش "انتخاب طبیعی" بود. با نظر به این موضوع گروه کثیری "داروینیسم" را نه صرفا به معنای باور به تکامل، بلکه مترادف با "انتخاب طبیعی" و تنازع بقا به کار می‌برند. کسانی که این مفهوم را وارد بحث‌های سیاسی و اجتماعی کرده‌اند نیز به همین برداشت توجه دارند.
• داروینیسم توضیح بقا با نظر به هدف‌مندی است.
داروین از طریق نظریه‌ی انتخاب، اصل را بر این گذاشته بود که خصوصیت‌های ارگانیسم بایستی هدفهایی را برآورده کنند. بیان پیگیر این نظر، این می‌شود که همه‌ی خصوصیت‌ها بایستی هدفمند باشند، یعنی برای بقا فایده‌ای دربرداشته باشد. بر این قرار نظریه‌ی داروین را می‌توانیم "فایده‌باوری" نیز بنامیم.
ایده‌ی پایدار داروین
به نظر یونکر ایده‌ی پایدار داروین همانی است که در عنوان کتاب اصلی او آمده است: توضیح "در باره منشأ انواع از راه انتخاب طبیعی".
یونکر در پایان مقاله‌ی خود می‌نویسد:
«توضیح طبیعی داروین درباره‌ی پیدایش ارگانیسم‌ها از راه تکامل و انتخاب طبیعی امروز تا آن حد تأییدشده است که بتوانیم آن را دیگر یک امر واقع تلقی کنیم. اینکه انتخاب یکی از چند عامل تکامل است یا اینکه عامل اصلی است، موضوعی بحث‌انگیز بوده و هنوز هست. داروین خود در طول سالها امکانهای مختلفی را قابل پذیرش می‌دانسته و از این رو دیدگاه‌های مختلفی حق دارند خود را برآمده از فکر او بدانند. تا زمانی که بحث و جدل در این باب که چه کسی وارث حقیقی داروین است، گرم است، می‌توان از وجود "داروینیسم"های مختلفی حرف زد. بر این قرار اینکه "داروینیسم چیست؟" پرسشی است که رو به آینده دارد، آینده‌ی برنامه‌ی پژوهشی‌ای که داروین آن را بنیاد گذاشته است.»
+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آبان 1388ساعت 20:13  توسط آلاله  |